محمد مهدى ملايرى
361
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به تيسفون پايتخت ايران و ساير شهرها و روستاهاى آباد و پرجمعيت اين منطقه راه مىيافت ، و از طرفى هم پايانهاى بود براى راههاى كاروانرو زمينى كه سرزمينهاى واقع در غرب رود فرات را از يمامه و نجد و حجاز و يمن گرفته تا پالمير و سوريه و سرزمينهايى در قلمرو روم به خليجفارس مىپيوست . و بدين سببها بود كه ابلّه يكى از بندرهاى آباد و پررفت و آمد دنياى قديم و يكى از مراكز اصلى مبادلهء كالا در تمام اين منطقه به شمار مىرفت ، زيرا در اينجا بود كه كاروانهاى راههاى دور زمينى و صحرايى عرب و همچنين كشتيهاى رودپيمايى كه از مناطق شمالى بدينجا مىآمدند ، كالاهاى خود را با آنچه به وسيله كشتيهاى دريانورد از بندرهاى دوردست آسيا و آفريقا بدينجا مىرسيد ، مبادله مىكردند و در آنجا بازرگانانى از هرجنس و رنگ به دادوستد مىپرداختند . و در همينجا بود كه حقوق بندرى و گمرك دولتى كه ده يك قيمت كالاهاى مبادله شده بود از بازرگانان و صاحبان كالا وصول مىشد . و از همان سالهاى نخستين كه بندر ابلّه به تصرف اعراب درآمد . سخن از « عشور ابلّه » يعنى ده يك حق بندر هم به ميان آمد « 1 » . هنگامى كه در سال 14 هجرى عتبة بن غزوان ، سردارى كه عمر مأمور فتح اين ناحيه كرده بود ، ابلّه را گشود وى آنجا را در نامهاى كه به عمر نوشت چنين توصيف كرد : « اينجا لنگرگاه كشتيهاى دريانورد است كه از عمان و بحرين و فارس و هند و چين به اينجا مىآيند » « 2 » . ابن خردادبه هم در بيان راههاى بازرگانى شرق و غرب ابله را همچون پايانهاى براى آبراههاى دجله و فرات و آغازى براى سفر در درياهاى باز ياد كرده . وى يكى از اين راهها را از غرب به شرق چنين وصف كرده : « اگر بخواهند ( - يعنى بازرگانان ) كالاى خود را از فرنگ از راه درياى غربى ( - مديترانه ) حمل مىكنند و در انطاكيه آن را به خشكى منتقل مىنمايند و پس از پيمودن سه منزل در خشكى در جابيه « 3 » به فرات مىرسند و از
--> ( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ج 1 ص 474 . ( 2 ) . الاخبار الطوال ، 116 - 118 . ( 3 ) . جابيه شهرى بوده است در سوريه در شرق بندر انطاكيه و در كنار فرات . و به گفته ياقوت آن را